خلوتی با سیدای نسفی
شمارهٔ ۴۵۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جنونم دشت پیما شد کن ای مجنون حذر از منبیابان داغها چون لاله دارد بر جگر از من
۲
من آن صیدم که خاطرجویی صیاد می سازمقفس کی می تواند کرد قطع بال و پر از من
۳
ملامت گوی را از شکوه اش گرم است بازارشزبان تیز و روی سرخ دارد نیشتر از من
۴
زلیخا کرد انشا نامه ای از مصر با کنعانکه تا باشیم در عالم پسر از تو پدر از من
صفحهٔ ۱ از ۴