شعر را زندگی کن
خلوتی با سیدای نسفی

شمارهٔ ۴۶۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا چراغ انجمن کردن زبان خویشتنمی خورم چون شمع دایم مغز جان خویشتن
۲
گوهر من در ته گرد کسادی شد یتیموقت آن آمد که بر بندم دکان خویشتن
۳
روی بهبودی ندارد داغهای سینه امزردرویی می کشم از گلستان خویشتن
۴
هر که را بینم به عالم خویش را گم کرده استاز که می جوید کسی دیگر نشان خویشتن
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth