خلوتی با سیدای نسفی
شمارهٔ ۴۶۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کرده ام بالین آسایش ز دست خویشتنخفته ام در سایه دیوار بست خویشتن
۲
تا به کی ای پسته مغزم را پریشان می کنیرفته ام من هم به سودای شکست خویشتن
۳
ساقی ایام مهیا کرده جام انتقامتکیه ای نرگس مکن بر چشم مست خویشتن
۴
پنجه بر رو می زدم زین پیش طفل توبه رامی گزم چون غنچه اکنون پشت دست خویشتن
صفحهٔ ۱ از ۲