شعر را زندگی کن
خلوتی با سیدای نسفی

شمارهٔ ۴۷۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گذشتی مست با غیر و زدی آتش به داغ منکجا رفتی بیا ای شبنم گلهای باغ من
۲
به سوی کلبه من پاگذار و خانه روشن کنپریده رنگ چون پروانه از روی چراغ من
۳
به هر جا می روم بوی کباب آید ز اعضایمنمی دانم که افگندست این آتش به داغ من
۴
ز شب تا روز بر گرد سرم کاشانه می گرددز سنگ آسیا آورده آتش را چراغ من
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth