شعر را زندگی کن
خلوتی با سیدای نسفی

شمارهٔ ۴۷۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
غریبم نیست همچون لاله دلسوزی به داغ منز شب تا روز بی پروانه می سوزد چراغ من
۲
گل نشکفته ام عمریست سر در پیرهن دارمتماشای چمن رفتست بیرون از دماغ من
۳
به تکلیفم اگر آید برون از راه برگرددنفس کوتاه گردد صبحدم را از سراغ من
۴
هوس کردم ز لعلت نوشدارو نیشها خوردممشبک گشته همچون خانه زنبور داغ من
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth