خلوتی با وحشی بافقی
شمارهٔ ۳۰۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از بهر چه در مجلس جانانه نباشمگرد سر آن شمع چو پروانه نباشم
۲
بی موجب از او رنجم و بی وجه کنم صلحاینها نکنم عاشق دیوانه نباشم
۳
صد فصل بهار آید و بیرون ننهم گامترسم که بیایی تو و در خانه نباشم
۴
بیگانه شوم از تو که بیگانه پرستیآزار کشم گر ز تو بیگانه نباشم
صفحهٔ ۱ از ۲