شعر را زندگی کن
خلوتی با وحشی بافقی

شمارهٔ ۳۰۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
جان رفت و ما به آرزوی دل نمی‌رسیمهرچند می‌رویم به منزل نمی‌رسیم
۲
برقیم و بلکه تندتر از برق و رعد نیزوین طرفه تر که هیچ به محمل نمی‌رسیم
۳
لطف خدا مدد کند از ناخدا چه سودتا باد شرطه نیست به ساحل نمی‌رسیم
۴
در اصل حل مسأله عشق کس نکردیا ما بدین دقیقهٔ مشکل نمی‌رسیم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth