خلوتی با سیدای نسفی
شمارهٔ ۴۹۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
باشد به بام دیده من جای خواب توروشن بود چراغ من از ماهتاب تو
۲
آبی بزن بسوز دل داغدار منرحمی نما که سوخت در آتش کباب تو
۳
اهل جهان شدند ز خورشید کامیابچشمم سفید شد به ره آفتاب تو
۴
از وعده وصال تسلی دهی مراسازد وصال تشنگیم از سراب تو
صفحهٔ ۱ از ۲