خلوتی با سیدای نسفی
شمارهٔ ۵۰۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
برآرد از چمن گل را خزان آهسته آهستهکشد خار انتقام از بوستان آهسته آهسته
۲
چو شمع از فکر رویش رفته رفته آب گردیدمفتاد این آتشم در مغز جان آهسته آهسته
۳
میان ما و او یکذره کلفت سد آهن شدشود ریگ روان کوه گران آهسته آهسته
۴
چو برق امروز اگر چه تندرو باشد ولی فرداز پیشم بگذرد دامنکشان آهسته آهسته
صفحهٔ ۱ از ۳