شعر را زندگی کن
خلوتی با سیدای نسفی

شمارهٔ ۵۱۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نوخط من ز سفر تا به وطن آمده‌ایسرمه چشمی و در دیده من آمده‌ای
۲
زلف شبرنگ تو دل برده ز سوداگر مشکرفته‌ای جانب هند و ز ختن آمده‌ای
۳
قامت سرو خطت سبزه و رخسار تو گلچشم بد دور که چون صحن چمن آمده‌ای
۴
در سر باده‌کشان مغز پریشان شده استتا تو در بزم من ای پسته‌دهن آمده‌ای
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth