شعر را زندگی کن
خلوتی با سیدای نسفی

شمارهٔ ۵۱۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چهره افروخته از باده ناب آمده‌ایبهر پرسیدن دل‌های کباب آمده‌ای
۲
در دل ای توبه‌شکن قصد هلاکم داریبر کمر تیغ به کف جام شراب آمده‌ای
۳
دوش در کلبه‌ام آتش زده رفتی چون برقباز از بهر چه ای خانه‌خراب آمده‌ای
۴
ای بهار چمن‌آرا چه شنیدی از منعرق‌آلوده چو شبنم به شتاب آمده‌ای
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth