شعر را زندگی کن
خلوتی با سیدای نسفی

شمارهٔ ۵۱۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
برده دل را از بر من نونهال تازه‌ایکرده‌ام بیعت به دست خردسال تازه‌ای
۲
کرده دوران آستانم را زیارتگاه خضربر سرم تا آمده صاحب‌کمال تازه‌ای
۳
دیده‌ام شمعی که چون پروانه می‌سوزد دلمدارم از آغوش فانوسش خیال تازه‌ای
۴
بی‌سرانجامم ندانم کارم آخر چون شوددارم ای هم‌صحبتان امروز حال تازه‌ای
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth