شعر را زندگی کن
خلوتی با سیدای نسفی

شمارهٔ ۵۲۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
برده در پیری دل از دستم جوان تازه‌ایبنده خود را خدا دادست جان تازه‌ای
۲
ابرو و مژگان شوخش کار یکدیگر کنندترکش او را بود تیر و کمان تازه‌ای
۳
قمریان را طوف گردن فوطه زاری شدهآمده در بوستان سرو روان تازه‌ای
۴
می‌نویسم هرشب از هجران او طومارهامی‌کنم هر روز انشا داستان تازه‌ای
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth