خلوتی با سیدای نسفی
شمارهٔ ۵۵۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا لبت نام برآورده به شیرین سخنیطوطیان را به سر افتاده غم کوهکنی
۲
گردبادم به بیابان شده ام سرگرداندامن دشت جنون است به دوشم کفنی
۳
بسمل فتنه چشمان تو آهوی خطابسته زلف تو سوداگر مشک ختنی
۴
بی تو گل چاک زده جیب حسینی بر دوشسرو پوشیده به یاد تو لباس حسنی
صفحهٔ ۱ از ۴