شعر را زندگی کن
خلوتی با سیدای نسفی

شمارهٔ ۵۵۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا کی ای بلبل به دنبال هنر افتد کسیبه که همچون غنچه بر سودای زر افتد کسی
۲
از خبرداری ز من گشتند یاران بی خبرباخبر باشند از خود بی خبر افتد کسی
۳
دستم از بهر خدا ای عیسی مریم بگیراز فلک افتد به است از پشت خر افتد کسی
۴
چون عصا سازند او را پیشوای خویشتنکوچه گردو خشک مغز و دربدر افتد کسی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth