شعر را زندگی کن
خلوتی با سیدای نسفی

شمارهٔ ۵۵۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به سوی کلبه ام ای سیمبر نمی آییخبر نکرده چرا بی خبر نمی آیی
۲
ز چشم من شده یی چون پری به شیشه نهانچه دیده یی که مرا در نظر نمی آیی
۳
ز تشنگی لب من گشته خشک همچو صدفچرا ز بحر برون چون گهر نمی آیی
۴
اسیر دام تو را نیست قوت پروازبه دستگیریی این مشت پر نمی آیی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth