شعر را زندگی کن
خلوتی با سیدای نسفی

شمارهٔ ۹ - مثنوی از برای سرمای زمستان گفته

مثنویات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شبی لشکر دی برآورد گردجهان گشت چون طبع کافور سرد
۲
به شدت روان شد ز هر سوی بادگریزان ازو خلق چون قوم عاد
۳
چو برق آتشی هر که افروختینشسته درو دست و پا سوختی
۴
درختان گرفتند طبع چنارشکفت از سر شاخ گلهای نار
صفحهٔ ۱ از ۱۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth