→ دیوان اشعارسیدای نسفی
سیدای نسفی
مثنویات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۱ - مثنویات به طرز مناجاتخداوندا بکن روشن دلم را←شمارهٔ ۲ - نعتبیا ای ساقی میخانه آباد←شمارهٔ ۳ - مثنوی به طرز نعتدم صبح آفتاب عالم آرا←شمارهٔ ۴ - در صفت شهر بخارا گفته ملا سیداخوشا شهر بخار و خاک پاکش←شمارهٔ ۵ - در تعریف چهار باغ باقی جانیکی باغیست در شهر بخارا←شمارهٔ ۶ - در تهنیت تخت حضرت فردوس مکانیبهار معدلت سبحانقلی خان←شمارهٔ ۷ - در مذمت دزدی که خانه سیدا را غارت کردشبی از مقتضای آسمانی←شمارهٔ ۸ - مثنوی درباره قحطی در سمرقند و بخارا از برای قیمتی نظم کردهدم صبح دهقان زرینه طشت←شمارهٔ ۹ - مثنوی از برای سرمای زمستان گفتهشبی لشکر دی برآورد گرد←شمارهٔ ۱۰ - مثنوی از برای گرمای تابستان گفتهدم صبح کز تابش آفتاب←شمارهٔ ۱۱ - در بیان کفش و مسحی ملا به لایی صابون غوطه خوردن و به خلیفه عرض کردنای فلک قدر روز و شب باشند←شمارهٔ ۱۲ - در تعریف خواجه میرزاجان بقالدلم را برده سرو جامه زیبی←شمارهٔ ۱۳ - در تعریف خواجه میرزا محمد شسته گرنگار شسته گر آب نبات است←شمارهٔ ۱۴ - در بیان تعریف و توصیف نانوانگار نانوا آتش مزاج است←شمارهٔ ۱۵ - در تعریف خواجه شفیع نقاشبت نقاش دارد نقش شیرین←شمارهٔ ۱۶ - در بیان تعریف و توصیف شاطر پسرینگار شاطری دارد رخم زرد←شمارهٔ ۱۷ - در بیان تعریف نجار چنین می فرمایندبت نجار من سرویست یکتا←شمارهٔ ۱۸ - در بیان تعریف طشت گر چنین گویدنگار طشتگر دارد دل سخت←شمارهٔ ۱۹ - در تعریف قصاب پسر گویدمه قصاب من شوخیست خونریز←شمارهٔ ۲۰ - در بیان حضرت عبیدالله خان شهربخارا را آئین بستنبحمدالله که بعد از روزگاری←شمارهٔ ۲۱ - عریضه فرستادن عبدالکریم بی از ولایت سمرقند به شاه جم نشان یعنی حضرت عبدالعزیز خان و عزیمت کردن خان از بخارا به کرمینه و آمدن اورگنجی و به شهر بخارا درآمده و غارت کردن و شرح آندم صبح با شاه خیرالبشر←شمارهٔ ۲۲ - متوجه شدن خان جنت آشیان از ولایت فاطر بخارا به طوف مزار فیض آثار حضرت شاه نقشبند و عنان عزیمت به جانب آقتاچ کشیدن از آنجا به دارالسلطنه سمرقند خرامیدنرقم سنج این دفتر پر نهیب←شمارهٔ ۲۳ - متوجه شدن حضرت جنت مکان از میانکال با ساپه بیکران به جانب ساغرچ و فرستادن قاضی عبدالرحمن به سوی ده بیددم صبح کاین خسرو تاج بخش←شمارهٔ ۲۴ - عریضه فرستادن محمد نظربی به ولایت بلخ به حضرت سبحانقلی خان و شنیدن خان جنت آشیان مخالفت نمودن او را بعد از آن غازی بی و الله بردی را با سپاه بیکران فرمودن آنها را رفته بیگاهی خودها را به ولایت قرشی انداخته محمد نظربی را بسته فرستادن گذشته به ولایت بایسون رفته لشکر بلخ را شکست داده به فتح و نصرت تمام گشته آمدندم صبح سلطان گردون شکوه←شمارهٔ ۲۵ - عزیمت نمودن خان فردوس مکان حضرت سبحانقلی خان از ولایت بخارا به طوف مزار فیض آثار حضرت شاه نقشبند و از آنجا به ولایت بلخ متوجه شدندم صبح خورشید زرین رکاب←شمارهٔ ۲۶ - متوجه شدن حضرت خان فردوس مکان بعد از گذشتن دریا به جانب بلخ در قوشخانه فروز آمدن و خبر یافتن اهل بلخ و آمدن خان را و دروازه را بر روی خود کشیده محاصره شدن و در فکر کار خود شدندم صبح کین ماهی زرنگار←شمارهٔ ۲۷ - ایلچی فرستادن خان فردوس مکان یوسف خواجه نقشبندی را جواب مقرر نایافتن دویم قلیچ بی را فرستاده و ابواب متفصل مفتوح شدن و داخل به شهر بلخ و مغضوب شدندم صبح کاین خسرو قلعه گیر←