شعر را زندگی کن
خلوتی با سیدای نسفی

شمارهٔ ۱۰ - مثنوی از برای گرمای تابستان گفته

مثنویات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دم صبح کز تابش آفتابجهان گشت همچون تنور کباب
۲
هوا سوخت از گرمی مرز و بومنسیم صبا گشت باد سموم
۳
شد از مرکز خاک آتش بلندپرید از زمین سایه همچون سپند
۴
چنان طبع کافور گردید گرمکه شد پشت آئینه چون موم نرم
صفحهٔ ۱ از ۸
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth