شعر را زندگی کن
خلوتی با وحشی بافقی

شمارهٔ ۳۱۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دل پر حسرت از کوی تو برگردیدم و رفتمنشد پابوس روزی آستان بوسیدم و رفتم
۲
ز گرد راه خود را بر سر کوی تو افکندمرخ پر گرد بر خاک درت مالیدم و رفتم
۳
اگر منزل به منزل چون جرس نالم عجب نبودکه آواز درایی از درت نشنیدم و رفتم
۴
نیامد سرو من بیرون که بر گرد سرش گردمبه سان گرد باد از غم به خود پیچیدم و رفتم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth