خلوتی با وحشی بافقی
شمارهٔ ۳۳۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مرا با خار غم بگذار و گشت باغ و گلشن کنپی آرایش بزم حریفان گل به دامن کن
۲
تو شمع مجلس افروزی ، من سرگشته پروانهمرا آتش به جان زن دیگران را خانه روشن کن
۳
مکن نادیده وز من تند چون بیگانگان مگذرمرا شاید که جایی دیده باشی چشم بر من کن
۴
چو کار من نخواهد شد به کام دوستان از توهلاکم ساز باری فارغم از طعن دشمن کن
صفحهٔ ۱ از ۲