شعر را زندگی کن
خلوتی با وحشی بافقی

شمارهٔ ۳۳۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای اجل از قید زندان غمم آزاد کنسعی دارد محنت هجران تو هم امداد کن
۲
عیش خسرو چیست با شیرین به طرف جوی شیررحم گو بر جان محنت دیدهٔ فرهاد کن
۳
ناقهٔ لیلی به سرعت رفت و از آشفتگیراه گم کردست مجنون ای جرس فریاد کن
۴
ای که یک دم فارغ از یاد رقیبان نیستیهیچ عیبی نیست ما را نیز گاهی یاد کن
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth