خلوتی با وحشی بافقی
شمارهٔ ۳۳۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نوبهار آمد ولی بیدوستان در بوستانآتشین میلیست در چشمم نهال ارغوان
۲
تا گل سوری بخندد ساقی بزم بهارریخت در جام زمرد فام خیری زعفران
۳
غنچه کی خندد به روی بلبل شب زندهدارگر نیندازد نسیم صبح خود را در میان
۴
بر سر هر شاخ گل مرغی خوش الحان و مرامهر خاموشیست چون برگ شقایق بر زبان
صفحهٔ ۱ از ۲