شعر را زندگی کن
خلوتی با وحشی بافقی

شمارهٔ ۳۴۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
می‌یابم از خود حسرتی باز از فراق کیست اینآمادهٔ سد گریه‌ام از اشتیاق کیست این
۲
سد جوق حسرت بر گذشت اکنون هزاران گرد شدگر نیست هجران کسی پس طمطراق کیست این
۳
رطل گران و اندر او دریای زهری موج زنیارب نصیب کس مکن بهر مذاق کیست این
۴
اسباب سد زندان سرا چندست بر بالای همجایی است‌خوش آراسته آیا وثاق کیست این
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth