شعر را زندگی کن
خلوتی با وحشی بافقی

شمارهٔ ۳۴۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ز کویت رخت بربستم نگاهی زاد راهم کنبه تقصیر عنایت یک تبسم عذر خواهم کن
۲
ره آوارگی در پیش و از پی دیدهٔ حسرتوداعی نام نه این را و چشمی بر نگاهم کن
۳
ز کوی او که کار پاسبان کعبه می‌کردمخدایا بی ضرورت گر روم سنگ سیاهم کن
۴
بخوان ای عشق افسونی و آن افسون بدم بر منمرا بال و پری ده مرغ آن پرواز گاهم کن
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth