شعر را زندگی کن
خلوتی با وحشی بافقی

شمارهٔ ۳۴۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای که دل بردی ز دلدار من آزارش مکنآنچه او در کار من کردست در کارش مکن
۲
هندوی چشم تو شد می‌بین خریدارانه‌اشاعتمادی لیک بر ترکان خونخوارش مکن
۳
گرچه تو سلطان حسنی دارد او هم کشوریشوکت حسنش مبر بی‌قدر و مقدارش مکن
۴
انتقام از من کشد مپسند بر من این‌ستمرخصت نظاره‌اش ده منع دیدارش مکن
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth