شعر را زندگی کن
خلوتی با وحشی بافقی

شمارهٔ ۳۵۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
یک بار نباشد که نیازرده‌ام از تودر حیرتم از خود که چه خوش کرده‌ام از تو
۲
خواهم که حریفی چو تو خوبت بچشاندته ماندهٔ این رطل که من خورده‌ام از تو
۳
این میوه که آلوده به زهرم لب و دنداننوباوهٔ شاخی‌ست که پرورده‌ام از تو
۴
سد پردهٔ خون گشت بر عقدهٔ غم خشکدل مرده‌تر از غنچهٔ پژمرده‌ام از تو
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth