خلوتی با وحشی بافقی
شمارهٔ ۳۴۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آمده نو به شحنگی در دلم آرزوی تومنصب پاسبانیم داده به گرد کوی تو
۲
چیست اشاره چون زیم حکم چه میکند بگودر بد و نیک عشق من رد و قبول خوی تو
۳
پای فرشته چون مگس برده فرو در انگبینخنده که شهد ریخته در ره گفت وگوی تو
۴
زان خم زلف میکشد منت بند جادوانگردن جان من که شد طوق پرست موی تو
صفحهٔ ۱ از ۲