شعر را زندگی کن
خلوتی با وحشی بافقی

شمارهٔ ۳۵۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
منفعل دل خودم چند کشد جفای توعذر جفای تو مگر خواهمش از خدای تو
۲
گشت ز تاب و طاقتم تاب رقیب منفعلهیچ خجل نمی‌شود طبع ستیزه رای تو
۳
شب همه شب دعا کنم تا که به روز من شویدل به ستمگری دهی کو بدهد سزای تو
۴
رخنه چو میفتد به دل بسته نمی‌شود به گلگو مژه تر مکن به خون خاک در سرای تو
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth