شعر را زندگی کن
خلوتی با وحشی بافقی

شمارهٔ ۳۶۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
لاله‌اش از سیلیت نیلوفری شد آه آهای معلم شرم از آن رویت نشد رویت سیاه
۲
ای معلم ، ای خدا ناترس، ای بیدادگرمن گرفتم دارد او همسنگ حسن خود گناه
۳
کرد رویت سد نگاه جان فزا ازبهر عذرخونبهای سد هزاران چون تو ناکس هر نگاه
۴
باد دستت خشک همچون خامهٔ آن ماهروباد رخسارت سیه چون مشق آن تابنده ماه
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth