خلوتی با صغیر اصفهانی
شمارهٔ ۴۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آنکه مانند تواش یار دل آزاری هستچون منش دیده خون بار و دل زاری هست
۲
نازم آن چشم فریبنده بیمار تو راکه بهر گوشه ز هجرش دل بیماری هست
۳
دورم از خود کنی و شادم از اینرو که شوداز تو ثابت که بعالم گل بیخاری هست
۴
چه بخوانی چه برانی من و خاک در توکافرم گر بجهان غیر توام یاری هست
صفحهٔ ۱ از ۳