خلوتی با وحشی بافقی
شمارهٔ ۳۷۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سبوی بادهای گویا به هر پیمانهای خوردیندارد یک خم این مستی مگر خمخانهای خوردی
۲
نه دأب آشنایانست با هم رطل پیمودنتو این می گوییا در صحبت بیگانهای خوردی
۳
نهادی سر به بد مستی و با دستار آشفتهبه بازار آمدی خوش بادهٔ رندانهای خوردی
۴
به حکمت باده خور جانان بدان ماند که این بادهبه بی باکی چو خود خوردی نه با فرزانهای خوردی
صفحهٔ ۱ از ۲