خلوتی با صغیر اصفهانی
شمارهٔ ۶۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
غم چندی بدل زار بغم مدغم ماستساقیا باده بیاور که دوای غم ماست
۲
خم زلف تو مگر جای غریبان باشدکه در آن حلقه قرار دل بی همدم ماست
۳
گر نیی کعبه چرا دل چو حجر داری سختای که کوی تو منی و دهنت زمزم ماست
۴
گفتمش زلزله شهر خطا بهر چه بودگفت از جنبش گیسوی خم اندر خم ماست
صفحهٔ ۱ از ۲