خلوتی با صغیر اصفهانی
شمارهٔ ۶۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خوش میگذرد آنکه مرا روح و روانستواندر پی او از تن من روح روانست
۲
موئیست میانش که از آن هیچ نشان نیستجز لاغری من که ازآن موی میانست
۳
تا دیده ام آن لعل لب و قامت و رخسارکی در نظرم کوثر و طوبی و جنانست
۴
چشمش همه تیر مژه پیوسته بر ابرواین ترک سیه مست عجب سخت کمانست
صفحهٔ ۱ از ۲