خلوتی با صغیر اصفهانی
شمارهٔ ۷۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
اکنون که بهار آمد و ایام بکام استدر باغ گه بوسه زدن برلب جام است
۲
دانند حلال از چه سبب خون کسان راآن قوم که در مذهبشان باده حرام است
۳
گر خلق همه در پی ترتیب کلامندگوش دل ما در پی تأثیر کلام است
۴
از عقل نبرده است کسی راه بمقصودصد شکر که ما را بکف عشق زمام است
صفحهٔ ۱ از ۲