شعر را زندگی کن
خلوتی با صغیر اصفهانی

شمارهٔ ۷۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا شدم از گردش چشم تو مستپای زدم یکسره بر هر چه هست
۲
تا ابد اندر دل ساغر بودعکس تو ای ساقی بزم الست
۳
حسن تو تا شهرهٔ بازار شدرونق بازار نکویان شکست
۴
ما نکشیم از سر کوی تو پایتا به وصال تو بیابیم دست
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth