خلوتی با وحشی بافقی
شمارهٔ ۳۷۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چه فروشدی به کلفت چه شدت چه حال داریبرو و بکش دو جامی که بسی ملال داری
۲
دل تست فارغ از غم که شراب عیش خوردیتو به عیش کوش و مستی که فراغ بال داری
۳
تو نشسته در مقابل من و صد خیال باطلکه به عالم تخیل به که اتصال داری
۴
به کدام علم یارب به دل تو اندر آیمکه ببینم و بدانم که چه در خیال داری
صفحهٔ ۱ از ۲