خلوتی با وحشی بافقی
شمارهٔ ۳۸۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چه شود گرم نوازی به عنایت خطابینه اگر برای لطفی به بهانهٔ عتابی
۲
ته پای جان شکاری دل من به خون زند پرچو کبوتری که افتد به تصرف عقابی
۳
چو منش رکاب بوسم چه سبک عنان سواریچو به غیر همعنان شد چو بلا گران رکابی
۴
همه خرقهٔ صلاحم شده خارخار و گل گلز میی که داغ آن می نرود به هیچ بابی
صفحهٔ ۱ از ۲