خلوتی با وحشی بافقی
شمارهٔ ۳۸۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چون کوه غم تاب آورد جسمی بدین فرسودگیغم بر نتابد بیش ازین باید تن فرمودگی
۲
نی نالهای نزدیک لب نی گریهای در دل گرهیارب نصیب من مکن اینست اگر آسودگی
۳
گفتی به عشق دیگری آلودهای تهمت مکنحاشا معاذالله کجا عشق من و آلودگی
۴
رفت آن سوار تندرو ماند این سگ دنبالهدوبشتاب ای پای طلب یارب مبادت سودگی
صفحهٔ ۱ از ۱