خلوتی با صغیر اصفهانی
شمارهٔ ۱۰۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خواهم ای شوخ ببوسم همهٔ اعضایتگه ز پا تا به سر و گاه ز سر تا پایت
۲
حیلت انگیخته ام بلکه دو نوبت افتدنوبت بوسه به لعل لب شکر خایت
۳
رونق قند برد قیمت شکر شکنداین حلاوت که بود در لب جان افزایت
۴
عاشقان گر بتو آرند هجوم این نه عجبمگسانند که آیند پی حلوایت
صفحهٔ ۱ از ۳