شعر را زندگی کن
خلوتی با صغیر اصفهانی

شمارهٔ ۱۰۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خوش میگذرد آنکه مرا روح روانستواندر پی او از تن من روح روانست
۲
موئیست میانش که از آن هیچ نشان نیستجز لاغری من که در آن موی میانست
۳
تا دیده ام آن لعل لب و قامت و رخسارکی در نظرم کوثر و طوبی و جنانست
۴
چشمش همه تیر مژه پیوسته بر ابرواین ترک سیه مست عجب سخت کمانست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth