شعر را زندگی کن
خلوتی با صغیر اصفهانی

شمارهٔ ۱۲۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از غم زلفت ندانم دوش بر من چون گذشتاینقدر دانم که دود آهم از گردون گذشت
۲
گر بگویم شمه ای از آن جگرها خون شودآنچه بی لعل لبت بر ایندل پرخون گذشت
۳
بیتو بگذشت آنچه ایلیلای جان بر من شبیدر تمام عمر نتوان گفت بر مجنون گذشت
۴
پست شد شمشاد و کاجم در چمن پیش نظردر ضمیرم چون خیال آنقدر موزون گذشت
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth