شعر را زندگی کن
خلوتی با صغیر اصفهانی

شمارهٔ ۱۴۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آنکه بهر جا عیان طلعت نیکوی اوستای عجب از چشم خلق از چه نهان روی اوست
۲
باز کنند آرزو تا سخنش بشنوندآنکه سرای وجود پر ز هیاهوی اوست
۳
غیر ز دیدار او باز ندارد مراچشم سرم سوی غیر چشم دلم سوی اوست
۴
چارهٔ دیوانگی سلسله است و مرامایهٔ دیوانگی سلسلهٔ موی اوست
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth