شعر را زندگی کن
خلوتی با صغیر اصفهانی

شمارهٔ ۱۴۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
جستم سراغ دل ز صبا زان خبر نداشتگویا به طرهٔ تو صبا هم گذر نداشت
۲
در سر هر آن هوا که مرا بود شد بدرعشق تو بود کز سر من دست برنداشت
۳
گر یک نظر فزون بتو ننموده دیده‌اماین شد سبب که تاب نگاه دگر نداشت
۴
گویند بوالبشر بفراق چنان گریستگویا خبر ز روی تو زیبا پسر نداشت
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth