شعر را زندگی کن
خلوتی با صغیر اصفهانی

شمارهٔ ۱۵۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
من آنچه هست بعشق تو داده‌ام از دستکه منتهای مرادم تویی از آنچه که هست
۲
به دوستی توام گر به پای دار برندمن آن نیم که بدارم ترا ز دامان دست
۳
محبت تو نه‌ام روز کرده جا به دلمکه من بروی تو عاشق شدم بروز الست
۴
به شادمانی جاوید‌ امیدوار شدمدلم چو از همه ببرید و با غمت پیوست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth