خلوتی با صغیر اصفهانی
شمارهٔ ۱۵۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ایهاالناس این جهان را نیم جو مقدار نیستجز متاع درد و محنت اندر این بازار نیست
۲
شد مقصر آدم و حق در جهانش جای دادپس جهان زندان و در زندان بجز آزار نیست
۳
گر بیابم صد زبان وز هر زبان در هر نفسصد هزارش شکوه گویم جای هیچ انکار نیست
۴
گفتمت این دهر خصم دوستان خود بوددوستی با خصم کار مردم هشیار نیست
صفحهٔ ۱ از ۳