شعر را زندگی کن
خلوتی با صغیر اصفهانی

شمارهٔ ۱۵۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا نگوئی بجهان دوست مرا بسیار استدوست اکسیر بود این سخن از اسرار است
۲
راستی ز اهل صفا دوست بدست آوردنآید آسان بنظر لیک بسی دشوار است
۳
آنکه دارد بنظر نفع خود از صحبت دوستدوست نبود ز حریفان سر بازار است
۴
ای بسا دوست نما دشمن جانی که تمامدر تظاهر پی منظور خود آن مکار است
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth