شعر را زندگی کن
خلوتی با وحشی بافقی

شمارهٔ ۳۸۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای از گل عذرات هر مرغ را نواییدر هر دلی خیالی بر هر سری هوایی
۲
آیین بی‌وفایی هم خود بگو که خوب استاز چون تو خوبرویی و ز چون تو دلربایی
۳
هر جا سگ تو دیدم رو داد گریه بیخودچون بی‌کسی که بیند از دورآشنایی
۴
آمد به بزم رندان مست از می شبانهمینا شکست جایی ساغر فکند جایی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth