خلوتی با صغیر اصفهانی
شمارهٔ ۱۶۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای حسن تو بگرفته ز خوبان جهان باجامروز تویی بر سر خوبان جهان تاج
۲
رخسار تو از حلقهٔ زلف است نمایانیا عارض احمد بود اندر شب معراج
۳
از تیر حذر باید و مژگان تو تیری استکانرا دل عشاق تو از جان شود آماج
۴
هر دل که تو در آن ز صفا جلوه نمائیگردد به طوافش حرم کعبه یک از حاج
صفحهٔ ۱ از ۲