شعر را زندگی کن
خلوتی با صغیر اصفهانی

شمارهٔ ۱۷۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مگذار اینکه راز دلت بر زبان رسدگر بر زبان رسید بگوش جهان رسد
۲
ره بر زیان ببند و زبان را نگاهداربر شمع هر زیان که رسد از زبان رسد
۳
دانی که حال روح چه باشد ز بعد مرکمرغی قفس شکسته که بر آشیان رسد
۴
وامانده گان قافله را غول ره زندآن رهرو ایمن است که بر کاروان رسد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth